تبليغاتX
بدون عنوان
 

 

قیامت دیدنی تر از آنی که چشم داشته باشم

خدای سراپا تقصیر من به بی گناهی خودت اعتراف کن

فرشته وسوسه ام کرده بود به بالهای رقاصه های رقص باله

روی بالشتی از پر چه خوابی بدتر از خواب سقوط

بدتر از اینکه چشمهای ندیده اش را دوست دارد

کنار هر که باشد انگار کنار توست از آغاز هرزگی

از بس تکرار شده از یادش رفته

کم انگیز طاقت به طاقت نداشتنت زیاد زیاد زیاد

برای حرفهای نشنیده  سمعک خریده

حالا که پای عشق را وسط کشیدی خودت را کنار می کشی ؟

نمی خواهم تو را با کسی تقسیم کرده باشم حتی به قیمت تنهایی

چشمها که عامل دیدنند از دیدن خود عاجزند تو که تویی

زندگی عرصه ی انتحار من است

برای رسیدن به جایی که رسیدنی نیست رسیده ام

فووت کن !

جهان احمقها در انتظار خاموشی ست تا روشنایی دوباره را دگرگون ببیند

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 18:34 توسط مهدی کمالی |