ترکیبی از فاصله های خرچنگ قورباغه
گلوی باد کرده ی بغض برکه ای چشمهای کسی
هر چند ماه که تولدم را بالای سر بگذارد
دارد مار و پله بازی می کند تا مغزی آلزایمری شده
با تاسی که دست تو مانده
می سوزد و می سازد
دنیای من این حرفی نباشد چه ؟
حوصله پشت حوصله
هی خط فاصله
نوشته ، نوشته ، نوشته
شیشه
بخار
نامی را صدا می زند
شاید از شیشه ها آب خوردنی ست که من از یکطرفم
از خوشحالی بالا و پاین پریدنم
از دیوارکه پشت حیاط است
حیاط پشت دیوار
بازی را نگه دارید بچه ها !
به گمانم این پیرزن همان شبح خانه متروکه ست
باز کن
تاس را آورده ام
شیشه لبخند می زند
صدای بازی بچه ها ترک خورد
اختراع خط دروغی بیش نیست
مار کو ؟
تاس را چه کار کردی ؟
من به سمت ۶ شده ات نگاه نکرده بودم که نباشی
که نباشم !

