باران عزیز . ما رو هم تو غم خودت شریک بدون

نشد که الف بای این گلو در گلوله ترکیده شد
نه که نشد !
اگرچه فرصت جوخه تا کمر خم شد
نه که نشد
روی این دیوارها سایه مردی نپاچیده
نه که پاچیده ؟
توی همین کوپه کو کو
( اشتباه نکنید این کوکو اونی نیست که شما فکر کردین ، اونی هست که خودم فکر نکردم )
قضای ایستگاه قبلی را درازکش زده بود زیر خواندنش
شش دانگ گلویش از حلقوم توپ 106 هم گشاد تر می شد
ها ها ها ههههههها ی امان امان امان امان امان امامان
( ببخشین این بر نامه زنده است و سی دی گیر کرده بود )
بیهوده دست ، دست می خوری ! عمو !
من مهدی کمالی ازدایره ی شعر می زنم به002
هوای ریه هایم برای پیشانی این مسئله داغی زد شده ام؟
نه که نشدم
به کسی ربطی ندارد که اینها به هم چه ربطی هم داره جاااااااان ؟
لولای پنجره زنگ توی گوشم رفو کرده تا روز علی ا لطلوع
حرفها مال همین لحظه ی در بی تو اینجا زیاد می ماند
تا می خوری می زنم ! ... دلم را که آفتابی کنی
زیر پایی ام را دووووووســــــت دااااااااارررررررررررمـــــــــــــــــــــ
داااااااشـــــتــــــــــنـــــــــــــــــتـــــــــــــــــــ
تــــــــنـــــــــــــــتــــــــــــــــــــــــــــ
....
حالا دستم گیر کرد و زمین شدی برای خودت
جایی برای با تو بودنم کمم آمد
همین چند سو را بردار و پیچم کن به باد بهاری که قول داده شد
نه که نشد
هر چه پریدم خورده بودم
توی کفشهایم پاخورده اندازه ی تو نشد
نه که نشد
خدایی ! که نه ، برای خداحافظی خدا شدم
( خدا رو دارم ولی حافظ رو ازکجا جمع کنم ها ؟ )
پشت چشمی توی این در پی کسی می گردم که ندارد
نه که ندارم شد
نه که نشد ... دیدی کم آوردم ؟؟؟
س ن :
کسی که به سادگی از کنار همه چیز بگذرد ، همه چیز به همان سادگی از کنارش خواهد گذشت .

و :
در سوراخهای تنم فرو می روم
به خدایی که نمی دانم کجا بیاید و کار را تمام کنم پایه ام
وقتی بدانم کجا هستی و چکار می کنی خدا هم که باشم دلم برایت تنگ می شود
هوادرای ستاره ها را کردم ، گوشه دامن کسی را آب گرفت
سر این مجسمه جای ماهی که سر خورد توی حوض
با فرش این قرمزی برای پاهایت کلاه می گذارم
کلاس چشمهایت پر ازحسنی می شود اگر بیام
توی این جغرافیا ماندنی ام که چشمانت به نام من پرچم خورد
ارث روزهای مورچه ای اسکلت مردیست که قلبش را برای تو به هیچ کس نشان نمی دهد
کسی توی حرفهایم حرف می زند به خودت گوش بده
می پیچم
دروغکی در این نوشته ها به تو دست نمی زنم
باد می زند
سر این نخ گم شده به خواب رفت ...
