تبليغاتX
بدون عنوان
 

(( بوی گند ))

تقدیم به شما :

 

نمی خواستم تا خواستن بیشتر امکان داشته باشد

نه اینکه بخت نعلهای این بادبادک همیشه جفت پوچ بیاید

نزنید  می زنم

بزن ! پس رفتم !

فال فنجان قهوه را گرفتم        تا شِکَس رفتم

دنبال کارَت تا خط پایان قهرمان دارد       قول دادی

روی هر چهار پایه ام چشم گذاشتی که خودم پیدا نمی کنم

عینک توی خواب هم نمی دید یک روز خواب هم نمی دید

کنار زباله دانی کسی به نبودنت شک نمی کند

در این چهار دیواری جای دیوار دیگری نیست که بین ما کشیده اند

ایست تا به رسیدن به بازرسی ندارد           نه ایست !

زاغکی پنیری دید        سپید شد . تو نمی بینی ؟

نام یکی از خیابانهای اینجا جمهوری ست تا آمریکا غلط کند

از دست فروشی کفش دوزک خریدم ، تو قشنگ تر بودی !   

صلیب از گردنت تا استغفر ا.. ایمانم پایین کشید

خیالم برای سرزمینی مرد می شود که مادرم از من بیشتر به دنیا خواهد آورد

من نبودم

پدر سیم آخر را زد  

 

 

 

 

*********************************************************

 

 

 

دوستان عزیز

تیرداد راد و جزیره آدمخوارها ( نقد کوچکی از کتاب حیوان اثر تیرداد راد )

در این نشانی در دسترس شماست :

 

                                                         چو ( http://mehdikamali.blogsky.com/ )

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 13:33 توسط مهدی کمالی |


 

 

شعرامروز گردابي براي مولف :

  

« حوزه ي ارتعاش » 

 

يا

 

هجوووووووووووم بر هجوم !!

 

 « نوشتاري از احسان مهديان »

 

 

                               اینجا                 

                               

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 0:10 توسط مهدی کمالی |